برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
خدایا 10 ام عید هم گذشت و ازش خبری نشد! نه سفرش اینقد طول میکشید نه ماموریتش.. پس کجاست؟ خواهش میکنم سلامت باشه فقط
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
و اما امیدوارانه بسوی آینده گام برمیدارم و با قدرت ادامه میدم
و خداوند کافی ست ...
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
تا حالا پیش اومده براتون قبل اینکه دیدن یه دوست برید کلی حرف آماده کرده باشین ولی تا دیدینش همه چی رو فراموش کنید؟
امروز برای من این اتفاق افتاد... حرفی نداشتم... حوصله نصیحت کردنم نداشتم... انگار خالی بودم
چی باید میگفتم؟ میگفتم بسه دیگه ۵ تا سیگار کشیدی؟ میگفتم به خودت بیا؟
بسه دیگهههههه من نیاز به آرامش دارم
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
نمیدونم خوشحالم یا نه!
وارد یه مرحله دیگه از زندگی شدم.. همزمان دارم دو تا کار رو با هم استارت میزنم
روزای سخت و پرمشغله ای در انتظارم ه.. نمیدونم موفق میشم یا شکست میخورم اما میخوام شروع کنم ...
خدایا خودت یاورم باش
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
و به دلیل شرایط بد و بیفکری مردم به مدت یک هفته همه چی دوباره تعطیل شد...
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
از ۴ اسفند تا امروز میشه ۴۲ روز که تو قرنطینه هستیم. این مدت فرصت مناسبی بود برای مرور همه روزای زندگی،فرصتی بود که برگردم عقب و همه چیو سبک سنگین کنم.. به یه نکته پی بردم احساس پشیمونی میکنم از انتخاب آخرم (ب.چ)
روزای پر استرسی رو گذروندم که نکنه واقعیت یه سری مسائل مشخص بشه
احساس گناه و پشیمونی همه وجودم رو گرفته ولی هیچوقت برای شروع دوباره دیر نیست
پیش بسوی آینده
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
نه رویای دوری.. نه آغوش سردی.. نه حتی سلامی.. نه عشقی.. نه دردی.. نه چشمی به راهی.. تو این بی پناهی.. نه دودی نه اودی.. نه خاکی نه گردی.. دلا خسته میشن تا وقتی نباشی.. درا بسته میشن اگه برنگردی..
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
الهی آمین
{خدایا عشق جانمون رو تو سربازی از خطرات حفظ کن.. الانم بچه مون مریض شده ، خدایا خودت خوبش کن، ۴ام باید برگرده، با حال خوب برگرده..... لطفاااااااا}
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
(خدایا فشار بالا نداشته باشیم... فقط لبخند پدر و مادرم )
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری